جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

915

تحفة الملوك ( فارسى )

هم‌چنان‌كه در بدايت دولت و حال بقاى آن ، هركس كه به منازعه و مقاومت ايشان در آيد مغلوب مىگردد ، هم‌چنان در نهايت دولت و حال زوال آن ، ايشان به منازعت و مقاومت هركس كه درآيند مغلوب مىگردند . پس تدبير در حفظ و بقاى دولت به دو چيز است : يكى اجتماع و اتفاق اوليا و دوستان ، و ديگرى تنازع و اختلاف دشمنان . و بر ملوك و سلاطين لازم و واجب است كه در حال رعيت نظر نمايند و بر حفظ قوانين معدلت حريص باشند ؛ چون‌كه قوام مملكت به رعايت عدالت است . و شرط اول در معدلت ، آن است كه اصناف خلق را با يكديگر معتدل و متساوى سازند و چنان‌كه امزجهء متعدله به اعتدال چهار عنصر حاصل مىشود ، هم‌چنين اجتماعات معتدله به اعتدال چهار صنف صورت‌پذير مىگردد : اول ، اهل قلم ، مانند ارباب علوم و معارف و فقها و قضات و كتّاب و حسّاب و مهندسان و منجمان و اطبا و شعرا ، كه قوام دين و دنيا به وجود ايشان است و به منزلهء آبند در طبايع . دويّم ، اهل سيف ، مانند مقاتلان و مجاهدان و غازيان و اهل ثغور و صاحبان بأس و شجاعت و اعوان سلطان و حارسان دولت ، كه نظام عالم به توسط ايشان است و به منزلهء آتشند در طبايع . سيّم ، اهل معامله ، مثل تجّار ، كه بضاعات و امتعه را از جايى به جايى ديگر نقل نمايند ، و اهل كسب و ارباب صناعات ، كه معيشت نوع ، بىمعاونت ايشان ممكن نشود و به منزلهء هوايند در طبايع . چهارم ، اهل مزارعه ، مثل برزگران و دهقانان و اصحاب حرث و فلاحت ، كه اقوات همهء جماعات را مرتب مىدارند و بقاى اشخاص ، بدون مدد ايشان محال مىباشد و به منزلهء خاكند در طبايع . و چنان‌كه از غلبهء يك عنصرى از عناصر ، انحراف و اختلاف در مزاج به‌هم مىرسد ، هم‌چنان از غلبهء يك صنفى از اصناف مذكوره ، اختلال در اعتدال مدينه و اهل آن راه يابد و فساد لازم آيد . پس به واسطهء اين چهار صنف و اعتدال و تساوى ايشان ، مدن از خيرات و فضايل مملو شود و تعمير يابد و از امراض رذايل و انواع